استودیو همگرا(شکل دهی اتفاق)

استودیو همگرا(شکل دهی اتفاق)

نفس کشیدن اولین نشانه حیات یک موجود زنده است. وقتی صدای نفس شنیده میشود بعنی هنوز خون در رگهای بدن جریان دارد. رگهایی که گوشه گوشه ی لاله زار را به هم وصل میکند و انسان میتوانند به نقاط مختلف آن دست پیدا کنند. در نگاه اول پوست شفاف لاله زار خبر از سلامت جسمی این پیر کهن سال میدهد . جایی که برای عرضه ، خود را به روشن ترین خیابان تهران تبدیل کرده است .  جداره ای  که در طول خود بارها درون خود تنیده شده و  لایه های تاریخی و  فعالیت هایی از جنس های مختلف را در خود جای داده است.حوضه ی نفوذ در این خیابان تا جایی پیش میرود که را
‎بتوان کالایی تهیه کرد که این‌ عرضه کالا در همین پوسته ی تناز قرار دارند .خیابانی که سحر خیز ترین خیابان این شهر است و شبها بیدار ترین خیابان
اما در پس این جداره ها چه خبر است ؟  
‎در پس این هیاهو ها و این  جداره فعال در هم تنیده  کالبد های انباشته شده به روی هم قرار دارند که رنگ پریدگی واضح ترین صفت آنهاست. شیشه های شکسته و پر های پرندگان به تنهایی کافیست که بگوید سالهاست این ساختمان ها بلا استفاده مانده اند
عدم خون رسانی ... 
به نظر میرسد این موجود زنده صرفا به زندگی نباتی خود ادامه میدهد که توانایی ترمیم خود را از دست داده و به مرور زمان اعضای خود را یک به یک اره میکند . 
سوال اینجاست که سیستم فرماندهی و کنترل اعصاب این موجود زنده در کجا قرار دارد؟ 
جواب این سوال پشت این دیوارهای سر به فلک کشیده است که سکوت کر کننده ای به خیابان های اطراف خود داده اند. 
دیوار ها دیوار ها و دیوارها ... هر چه قدم بزنیم  تنها چیزی که از سفارت ها قابل بیان هست دیوارهاست ... سفارت هایی که علت وجودی آنها ارتباط است منزوی ترین گوشه های لاله زار رابه خود اختصاص داده اند . مغزی از کار افتاده  که تنها راه فعال سازی آن پیوند زدن اندام های زنده ی لاله زار  با اوست که بتواند پس از خارج شدن از یک اغمای طولانی دوباره بدن خود را ترمیم کند همان گونه که سالها پیش در دوران کودکی این خیابان  باعث رشد او شده است ...
جعبه های دیوانه
بنیامین محمدزاده – علی شریفی
استودیو شکل دهی اتفاق
فرشاد مهدی زاده